Tuesday, August 10, 2010

نقد فیلم 2010،آخرالزمان های هالیوودی

نقد فیلم 2010،آخرالزمان های هالیوودی

افراد زیادی نزد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می آمدند و از زمان رخ دادن قیامت سوال می کردند. این سوال بارها تکرار می

شد. در قرآن چندین بار به این مساله اشاره شده است . از جمله در سوره اعراف آیه ۱۸۷ آمده است : یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّی لاَ یُجَلِّیهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِیکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً یَسْأَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ یعنی : درباره قیامت از تو سؤال مى‏کنند، کى فرامى‏رسد؟! بگو: «علمش فقط نزد پروردگار من است; و هیچ‏کس جز او (نمى‏تواند) وقت آن را آشکار سازد; (اما قیام قیامت، حتى) در آسمانها و زمین، سنگین (و بسیار پر اهمیت) است; و جز بطور ناگهانى، به سراغ شما نمى‏آید!» (باز) از تو سؤال مى‏کنند، چنان که گویى تو از زمان وقوع آن باخبرى! بگو: «علمش تنها نزد خداست; ولى بیشتر مردم نمى‏دانند»
همین مفهوم به بیانی دیگر در انجیل آمده است. مرقس در ۱۳ : ۳۲ از قول مسیح علیه السلام می نویسد: ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد . نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم . انجیل متی هم در این باره می نویسد: (۲۴ : ۳۶ ) اما از آن روز و ساعت هیچ‌کس اطلاع ندارد، حتی ملائکه آسمان جز پدر من و بس
در ادیان شرقی که با عرفان هایی رمز آلود و مبتنی بر پیشگویی آمیخته اند ، اما چنین اعتقادی مبنی بر این که فقط خداوند ،‌خبر دقیق روز واپسین را می داند، وجود ندارد . چرا که پیروان آموزه های برخاسته از این ادیان ، در حقیقت پس از اندی ریاضت، خود را در مرحله نیروانا فرض می کنند و با دکترین های خود خدایی، بر مسند الهی، آینده را پیش گویی می کنند. این پیش گویی ها که کم هم نیست به مرور به ادیان الهی به نحوی خرافه گونه راه پیدا کرده است . به گونه ای که بسیاری از سران فرقه های مسیحی بنیاد اندیشه های خود را بر پیشگویی گذاشته اند و از این رهگذر کتک خوری حرفه ای در تحقق نیافتن پیش گویی هایشان شده اند . تا جایی که برخی از این فرقه ها حتی از منطقه تبلیغی خود اخراج شده اند . به عنوان مثال یکی از فرقه های مسیحی به نام قدیمی فرزندان خدا ((The Children of God و نام کنونی خانواده محبت (Family of love) که به پیش گویی های شاعرانه شهره است در این زمره می باشد . رهبر این فرقه به نام: دیوید برَند بِرگ David Brandt Berg که یکی از کشیشان مدعی مکاشفه است در یکی از پیشگویی های خود در سال ۱۹۶۹ افاضه کرد: زلزله بزرگی در شرف وقوع است و اقیانوس آرام فرو خواهد رفت . لذا به همراه پیروانش به ایالت آریزونا در آمریکا فرار کرد… . اما نه زلزله ای اتفاق افتاد و نه اقیانوس آرام فرو خفت. لذا مردم بر او برآشفتند و پس از مدتی وی را از آریزونا اخراج کردند و ....
بیل گراهام (روحانی سابق کاخ سفید): سال ۱۹۷۰ بازگشت مسیح رخ خواهد داد و در یک دگرگونی جهانی ، همه چیز ویران خواهد شد. وی پیش گویی کرده بود که با توجه به این که جهان به سمت آرماگدون در حال حرکت است ، نسل حاضر آخرین نسل تاریخ خواهد بود. اما نسل ۱۹۷۰ به ۲۰۱۰ تغییر یافته و هنوز سروده های بیل گراهام در حسرت تحقق استیکی از رهبران برجسته اوانجلیست‌ها به نام پت رابرتسون(Pat Robertson) در نهم ژوئن ۱۹۸۲ سه روز پس از اشغال لبنان توسط اسرائیل گفت: به شما اطمینان می‌دهم قیامت و رستاخیز در پاییز ۱۹۸۲ به وقوع خواهد پیوست. اتحاد شوروی دست به حملات نظامی می‌زند و ضربه قاطعی بر سر آن‌ها فرود خواهد آمد. مدتی گذشت خبری نشد. رابرتسون ،‌ پیشگویی اش را به ۲۸ شهریور ۱۳۸۶ نیم ساعت بعد از غروب اتفاق تغییر داد . باز خبری نشد. در نهایت گفت این اتفاق در سال ۲۰۰۷ قطعی خواهد شد اما اکنون سه سال از دو هزار و هفت می گذرد و هنوز … !
این نحوه پیش گویی در بین شخصیت ها و نیز برخی از فرقه های مسیحی بسیار است . اما امروزه نوع مدرن و تجارت مآبانه ای از این پیش گویی در دنیای مسیحیت شکل گرفته است. بدین ترتیب که هر تهیه کننده هالیوودی از زمانی که اندیشه تولید یک فیلم در ذهنش شکل می گیرد ، به فکر انتشار یک پیشگویی می‌افتد که در داستان افسانه‌ای فیلمش شکل گرفته است . سپس با تبلیغات گسترده آن را به باور مردم تبدیل می کند تا وقتی که برای نخستین بار فیلم وی اکران شد ، فروشی فوق العاده داشته باشد. لذا می بینید بر همین اساس فیلم هایی که چنین رنگ و بویی دارند در کشورهای مسیحی در زمره پرفروش‌ترین ها قرار می گیرند. از جمله می توان به فیلم های زیر اشاره کرد

Nostradamus 2012
این فیلم تحت عنوان مستند علمی ، به پیشگویی های نوستراداموس و تقویم مایاها ونقاشی های نوستراداموس در کتاب گمشده او می پردازد. نوسترآداموس پیشگویی است که با ارائه پاره ای سخنان کلی ، برخی حوادث مهم تاریخ را به مخاطبان القا می کند. نکته جالب در مورد پیشگویی های وی این است که مفسران بسیاری با اندیشه هایی متضاد پیشگویی های وی را به نفع خود تفسیر کرده اند و هر یک آنچه را وی گفته به حوادث کشور و آیین خود نسبت داده است. نوستر دقیقا همان احساسی که غیب گو های فال گیر کنار خیابان به مراجعه کنندگانشان القا می کنند را به دیگران تقدیم می نماید ، البته با صورت و جلوه ای علمی و کلاسیک در فیلم نوستر آداموس ۲۰۱۲ نیز با بررسی وضعیت جهان و مشکلات به وجود آمده اقتصادی ، جوی ، جنگها و بیماری ها ، زلزله های متعدد ، سیل و طوفان های سهمگین ، و … سال ۲۰۱۲ سالی وحشتناک و آخر جهان خوانده شده است ۲۰۱۲ Doomsday (2012 روز رستاخیز)
ماجرا از آنجایی شروع می‌شود که گروهی محقق به یک معبد در مکزیک وارد می‌شوند و علامت صلیبی از طلا را کشف می‌کنند . در این فیلم همزمان به ابعادی متضاد از دین باوری و نیز ارتداد و بی دینی به نحوی کمرنگ پرداخته می شود در فیلم رستاخیز ۲۰۱۲ ، جهان از بعد از کشف صلیب طلایی به هم ریخته و از هوا و زمین آشفته می گردد . لذا این اعتقاد شکل می گیرد که روز قیامت نزدیک است . دراین فیلم نیز مانند سایر فیلم های از این دست ، شخصیت های فیلم نهایتا از نقاط مختلف دنیا به هم رسیده و در معبدی که صلیب کشف شده بود به هم می‌رسند و این نکته را القا می کنند که این‌ها برگزیدگانی از سوی خداوند هستند که می‌توانند زمین را نجات دهند و از روز قیامت جلوگیری کنند . در این میان پیامبری جدید نیز در معبد به دنیا می‌آیدآنچه در این فیلم قابل توجه است این است که اعتقاد به صلیب منشا نجات بخشی بشریت است . صلیبی که اعتقاد به آن گستره جهانی دارد و پیامبر آخر الزمان نیز از همین اعتقاد زاییده می شودفیلم رستاخیز ۲۰۱۲ تعریضی پنهان به دین مبین اسلام دارد که نجات را در اعتقاد به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و سپس منجی موعود حضرت صاحب الامر علیه السلام می دانددر مسیحیت مسیح علیه السلام بعد از این که مصلوب شد و سپس دفن شد ، بعد از سه روز از قبر برخاست و این از قبر برخاستن رستاخیز نامیده شده است. سازندگان فیلم که از معتقدان به این اندیشه هستند ، رستاخیز مسیح را در قالبی نو اما با اندیشه ای التقاطی در آیین مسیحیت ارائه کرده اند به گونه ای که در پایان فیلم بیننده اگر چنین اعتقادی ندارد ، جزم پیدا کند که رستاخیز مسیح حقیقتی است که با اعتقاد به صلیب ممکن استپیوسته این رویکرد در مسیحیت وجود داشته است که بدون توجه به عقلانیت ، بر باورهای خود با کوبیدن بر طبل ایمان بدون عقل ،‌ تاکید نموده است . این در حالی است که بسیاری از دانشمندان و نقادان مسیحی کتاب مقدس ،‌ آموزه رستاخیز مسیح را از آموزه هایی اسطوره ای دانسته اند که از ادیان باستان به مسیحیت راه یافته است و از اساس این باور خرافه آلود استنام فیلم: ۲۰۱۲
سبک فیلم: Action, Thriller, Sci-fiتاریخ نمایش: ۱۱/۱۳/۲۰۰۹سایت فیلم: whowillsurvive2012.comسازنده Columbia TriStar Motion Picture Groupکارگردان: Roland Emmerichبازیگران: John Cusack Jackson Curtis ،‌ Amanda Peet Kate Curtis ، Chiwetel Ejiofor Adrian Helmsleyنویسنده: Roland Emmerich،‌ Harald Kloser
از فیلم هایی که درباره ۲۰۱۲ ساخته شده است ، فیلم اخیر ، تازه ترین ، سنگین ترین،‌ پر هزینه ترین ، پر بیننده ترین و پرفروش ترین ، در این مساله بوده است. داستان اجمالی فیلم:
داستان از آنجا شروع می‌شود که یک دانشمند هندی در آزمایشگاهی در قعر زمین به همکار هندی خود مراجعه کرده و از طریق وی مطلع می‌گردد که درجه حرارت پوسته سخت زمین بر اثر تاثیرات تشعشعات ناگهانی کیهانی ناشناس مرتبآ در حال افزایش می‌باشد تا جائی‌که برای نجات بشریت فقط مدت زمان بسیار کوتاهی فرصت باقی است.
پوسته جامد زمین بر اثر تاثیر این تشعشعات نرم شده و در سطوح بسیار بزرگی شکافته و از هم گسسته می‌گردد. دریا ها و اقیانوس به طور وحشتناکی (امواج تا ۴۰۰ متر بلندی) به طرف سرزمین‌ها و شهر ها سرازسر می‌شوند و فقط بخشی از انسان‌ها امکان آن‌را پیدا می‌کنند که در کشتی‌های نوحی که در سطوح بسیار عظیم و مثل سفینه های بسیار غول پیکر و سوپر مدرن (ساینس فیکشنی) ساخته شده اند, خود را از انهدام وتباهی نجات دهند!
فیلم در درجه اول اوضاع آمریکا, بخشی از هندوستان و سر انجام آلاسکا و شاید هم سیبری را نشان می‌دهد و با همه جای دنیا (ازجمله کعبه و مکه) زیاد کاری نیست.
طراحان و سازندگان این فیلم با توجه به زمینه هایی که مبنی بر اعتقاد خرافه گون بر پایان یافتن جهان در سال ۲۰۱۲ وجود دارد ، طرح فیلم خود را بنا کردند. این اعتقاد از تقویم باستانی مایان ها که نوستر آداموس هم از همان استفاده کرده بود ، نشات گرفته . بر این اساس ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ آخر الزمان اتفاق می افتد و این سال سال فوت زمین نامیده می شود . از آنجا که پیش از این به انتشار این ذهنیت که در ۲۰۱۲ زمین و دنیا پایان می یابد ، توسط نوستر آداموس و دیگران دامن زده شده بود ، کمپانی تولید کننده ۲۰۱۲ موقعیت را برای ساخت فروش فیلمی با ارضای حس کنجکاوی عمومی در مورد حقیقت این سوال ، بسیار مناسب یافت. لذا از مدت ها قبل تبلیغات این فیلم آغاز گردید.
فیلم ۲۰۱۲ به دلیل صحنه های بدیعی که توسط رایانه خلق شده است ، بسیار جذاب است . به طوری که ذهن بیننده را تا مدت ها مشغول می کند. افراد بسیاری بعد از مشاهده فیلم در و دیوار و پدیده های اطراف خود را به نحو متفاوتی مشاهده می کنند. ترس از قیامت را به وضوح لمس می کنند و به تصویری از قیامت که برخی از آن در قرآن کریم به زیبایی تصویر شده است را احساس می کنند:
یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاء کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْداً عَلَیْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ [الأنبیاء : ۱۰۴]
فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّةُ [عبس : ۳۳] یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ [عبس : ۳۴] وَأُمِّهِ وَأَبِیهِ [عبس : ۳۵] وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِیهِ [عبس : ۳۶]
أَوْ کَصَیِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِیهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِی آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِیطٌ بِالْکافِرِینَ [البقرة : ۱۹]
و … .
از این منظر مشاهده این فیلم بسیار موثر و تحسین بر انگیز است اما از حیث ساختار کلی در محتوا نقدهای فراوانی بدان وارد است.
نخست این که یک ساختار منسجم و قابل دفاع ندارد. به عنوان مثال بخشی از داستان فیلم از داستان طوفان نوح گرفته شده است. جالب آن که در قرائتی که از این داستان اخذ شده نیز تنها قرائت کتاب مقدسی آن لحاظ نشده است .
داستان طوفان نوح در کتاب مقدس در سفر پیدایش ۶ : ۱۳ به بعد آمده است . برخی از جزئیات فیلم دقیقا از داستان نوح در کتاب مقدس گرفته شده است .
طوفان نوح بر اساس قرائت کتاب مقدسی(بر خلاف قرائت قرآن که آن را منطقه ای می داند) یک طوفان جهانی است . بر اساس همین قرائت اشکالات متعددی توسط دانشمندان بر این آموزه وارد می شود که از نظر علمی منطقی است. در سفر پیدایش می خوانیم: (۶ : ۱۳) : و خدا به نوح گفت: «انتهای تمامی بشر به حضورم رسیده است، زیرا که زمین بسبب ایشان پر از ظلم شده است. و اینک من ایشان را با زمین هلاک خواهم ساخت.
لذا می بینیم که در داستان فیلم آب و حوادث طبیعی کل دنیا را از شرق گرفته تا غرب و چین ، در بر می گیرد .
در قرائت قرآن کریم ، چنین چیزی وجود ندارد و با توجه به منطقه ای بودن طوفان ، آمده است که تنها کسانی که آیات خدا را تکذیب می کردند غرق شدند. فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِی الْفُلْکِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلاَئِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِینَ [یونس : ۷۳]
بر اساس فیلم ۲۰۱۲ که مبتنی بر قرائت کتاب مقدسی است زن و کودک و با گناه و بی گناه و حتی عابد و جانی هر دو غرق می شوند و نجات یافتگان افرادی هستند که دلیل روشنی بر انتخاب آنان وجود ندارد.
نکته جالب در این فیلم این است که حتی جزئیات داستان کتاب مقدس از طوفان نوح را نیز رعایت کرده است. در پیدایش ۶ : ۱۶ امده است : و روشنی‌ای برای کشتی بساز و آن را به ذراعی از بالا تمام کن. و در کشتی را در جنب آن بگذار، و طبقات تحتانی و وسطی و فوقانی بساز.
همین دستورات در کشتی های ساخته شده در ۲۰۱۲ رعایت شده. درها از کنار کشتی درست شده . کشتی سه طبقه تحتانی و وسطی و فوقانی دارد .
بر اساس کتاب مقدس در داستان طوفان نوح همه چیز می میرد و از حیوانات از هریک جفتی انتخاب شده و وارد کشتی می شود. با توجه به این مطلب ایراد بزرگی که به داستان کتاب مقدس وارد می شود این است که ۷۰۰۰۰ گونه حیوانی در عهد نوح که در دنیا بوده است در کشتی با حجمی که در سفر پیدایش وصف شده ، قابل جای گیری نبوده است . با این حال آقای رولند ارمیچ این آموزه را به دقت مراعات نموده و از حیوانات مختلف جفتی را در کشتی جای داده است :
پیدایش ۶ : ۱۹ و ازجمیع حیوانات، از هر ذی جسدی، جفتی از همه به کشتی در خواهی آورد، تا با خویشتن زنده نگاه داری، نر و ماده باشند. ۲۰ از پرندگان به اجناس آنها، و از بهایم به اجناس آنها، و از همه حشرات زمین به اجناس آنها، دودو از همه نزدتو آیند تا زنده نگاه داری.
بر اساس داستان کتاب مقدس همه موجودات زنده می میرند. چنان که این مساله در این فیلم نیز به صورت کامل مشهود است و حیوانات و … ظالمانه کشته می شوند .
پیدایش ۶: ۱۷ زیرا اینک من طوفان آب را بر زمین می‌آورم تاهر جسدی را که روح حیات در آن باشد، از زیرآسمان هلاک گردانم. و هر‌چه بر زمین است، خواهد مرد.
اگر دقت شود موارد مشابه دیگری نیز بین داستان نوح در کتاب مقدس با ساختار محتوایی فیلم ۲۰۱۲ یافت می شود. اما با وجود این همه شباهت جالب این است که سازندگان فیلم در تبلیغات گسترده خود در سطح دنیا ، فیلمشان را با عنوان پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ معرفی می کنند. در حالی که در فیلم ساخته شده ، اولا دنیا پایان نمی یابد و ثانیا داستان نوح در قالبی هالیوودی به تصویر در می آید . لذا اهداف پشت پرده طراحان فیلم از پوشش تبلیغاتی مزبور کاملا آشکار است . همین برنامه ریزی تبلیغاتی بود که باعث شد فیلم ۲۰۱۲ فقط در هفته اول اکران ، ۲۲۵ میلیون دلار فروش داشته باشد و رتبه پنجم را از نظر میزان فروش بین المللی خود کسب نماید.
همان طور که قبلا گفتیم برخی از فیلم هایی که با عنوان ۲۰۱۲ و پایان یافتن دنیا در این سال ساخته شده اند ، مقدمه ای برای توجه بیشتر به این فیلم شدند. اما یکی دیگر از انگیزه هایی که موجب شده است که کارگردان فیلم ، در مصاحبه های خود فیلمش را با عناوین آخر الزمانی و نه داستان نوح مطرح کند ، رقابت با فیلم Nowing است . این فیلم که اخیرا به نمایش درآمده است ماجرای عروج نو تولد یافته‌های مسیحیان پروتستان قبل از ظهور حضرت مسیح و بازگشتشان به زمین پس از واقعة آرمگدون را به نمایش گذاشته و مورد توجه قرار داده است.
آخر الزمانی بودن فیلم حتی توسط خود کارگردان فیلم هم ، علی رغم آنچه در تبلیغات فیلمش تکرار نموده ، در برخی از مصاحبه هایش نفی شده است. وی در جایی در مصاحبه‏ای در پاسخ به این سوال که: آیا واقعا فکر می‌کنید همگی در سال ۲۰۱۲ خواهیم مرد؟ می‏گوید: صادقانه بگویم. نه. آخر زمان برای من آزار دهنده خواهد بود چون پروژه فیلم‌های بسیاری را در دست اجرا دارم. اما خیلی تعجب می‌کنم از این‌که می‌بینم خیلی ها این پیشگوئی را جدی گرفته اند. دیوانه های واقعی را در این میان می‌توان یافت!
به طور کلی سینمای غرب که تحت تاثیر شدید و کنترل صهیونیسم جهانی قرار دارد ، موضوعات مطلوب استراتژیست‌های غربی و مردان عرصة سیاست را تازه و داغ نگه می‌دارد. لذا از هر گونه ابزاری در این زمینه استفاده می کند ولو چندان ارتباطی هم نداشته باشد.
چند سال پیش و در آستانة قرن جدید، وقتی که از طریق مطالعات ژنتیک در یک مرکز آمریکایی گوسالة سرخ مویی به دنیا آمد، آقای ریچارد لندز، استاد هزاره شناسی و آخرالزّمان‌گرای دانشگاه بوستن در آمریکا اعلام کرد: «به دنیا آمدن این گوساله همان چیزی است که انتظار آن را می‌کشیدیم. حالا می‌توانیم جنگ آخرالزّمانی را آغاز کنیم.طیّ روزهای گذشته، هم خبری با عنوان «تولد دجال آخرالزّمان» از به دنیا آمدن کودکی عجیب الخلقه در رسانه ها پخش شد، که تصاویر آن نیز در اینترنت منتشر شده است: کودکی که تنها یک چشم دارد و چشم سمت چپش روی پیشانیش قرار گرفته است. در این اخبار تلاش شده این کودک، دجال، فتنة آخرالزّمان معرفی شود و معمولا هم منابع اسرائیلی این گونه اخبار را منتشر می‌کنند و دیگران ناخواسته به نقل و تکثیر آن می پردازند.
لذا برای زنده نگهداشتن همین رویکرد و یاد آخر الزمانی با مبانی کابالیستی و یهودی ، اشرار یهود و سران سازمان‌های مخفی که سر در پی تأسیس حکومت جهانی شیطانی دارند، از اخبار آخرالزّمانی مندرج در منابع اسلامی و مسیحی حداکثر سو استفاده را می کنند. اینان خود هیچ گونه اعتقادی به دین و دینداری، معاد و اخلاق ندارند، اما از سال‌ها قبل دست در کار تدارک سناریو های گوناگونی هستند. در این سناریوها، سعی می‌کنند، عناصر مذکور در اخبار آخرالزّمانی، تحریف شده و به صورت مصنوعی و جعلی چنان کنار هم قرار داده شوند که حقیقی جلوه کند. در واقع آنها در حال تدارک جعلی حادثة آخرالزّمانی ظهورند.دقیقا به همین دلیل است که با این که این فیلم در دل دنیای مسیحیت شکل گرفته است،‌دیدگاهی مسیحیت ستیز را نیز ارائه می دهد. به عنوان مثال در یکی از صحنه های فیلم به وضوح نشان می دهد که کاتولیک ها که در واتیکان در حال عبادت هستند ، ناگهان آب از سقف کلیسا و از وسط یک نقاشی دینی که اتصال خدا و آدم را نشان می دهد، درست از محل اتصال انگشت آدم و خدا به هم، فرو می ریزد… و البته در جایی دیگر معبد بوداییان هم به شکلی مشابه در هم می شکند.
یکی از ویژگی های بارز فیلم هایی که در هالیوود به دنیا می آیند این است که نجات بخش نهایی معمولا به عهده شخصیتی آمریکایی است. این مساله در این فیلم نیز به نحو بارزی وجود دارد. اولا در انتهای فیلم و قبل از تیتراژ پایانی تنها جای مسکونی بر روی زمین قاره آمریکا است که سر از آب بیرون آورده و القا می‌کند در تمدن جدیدی که در آینده شکل خواهد گرفت ، آمریکا ، که در حال حاضر از مدیریت فرهنگ فعلی خود نیز عاجز است ،‌ سکان دار تمدن و فرهنگ دنیا خواهد شد.
ثانیا در این فیلم از نظر نرم افزاری امریکا قدرت برتر نمایش داده شده است .
ثالثا رئیس جمهور آمریکا نقشی فعال در نجات مردم ایفا می کند. اما نکته جالب این است که رئیس جمهور آمریکا در این فیلم شخصیتی سیاه پوست انتخاب شده است . با توجه به روحیه متکبرانه و نژاد پرستانه بسیاری از فیلم سازان هالیوودی ، رئیس جمهور سیاه پوست در تاریخ سینمای آمریکا برای نخستین بار است که در یک فیلم نمایش می یابد و این جالب توجه است . شاید این مساله برای ایجاد زمینه تبلیغی جهت اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما صورت گرفته باشد . چرا که فضای عمومی جهانی و حتی فضای ذهنی درون آمریکا ایجاب می کرد که مخالفت شدیدی علیه اعطای جایزه صلح نوبل به اوباما صورت بگیرد. این فیلم از ابتدا قرار بود در تاریخ دهم ژولای ۲۰۰۹ اکران شود اما شاید به همین دلیل تاریخ نمایش آن با سه ماه تاخیر، به نوامبر تغییر یافت.
یکی از مسائلی که از رهگذر این فیلم در ذهن برخی از ایرانیان راه یافته است این است که در سال ۲۰۱۲ و تاریخی که در این فیلم پیش گویی شده است ، امام زمان علیه السلام ظهور می نماید. به عنوان قرینه و دلیل این مطلب هم می گویند چون ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ مصادف است با جمعه ۱ دی ۱۳۹۱ و از آنجا که در روایات آمده است امام زمان علیه السلام در روز جمعه ظهور می نمایند ، پس آن حضرت در همین روزی که فیلم مذکور ، آن را مطرح کرده است ظهور خواهند کرد.
این سخن و شایعه ،‌ گزافه ای بیش نیست. چرا که نشانه های قطعی ظهور امام زمان علیه السلام آن چیزی نیست که نوسترآداموس یا برخی خرافه های مایایی و … بگوید . وانگهی در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: هر کسی برای ظهور امام قائم، زمانی را تعیین کند، او را تکذیب کنید.( صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ص ۵۷۳) یا در حدیث دیگری امده است که شخصی به نام عبدالرحمن می گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم، مهزیار اسدی وارد شد. گفت: فدایت شوم، مرا از زمان ظهور حضرت قائم علیه السلام خبر بده، او کجا ظهور می کند و تا چه زمانی منتظر ظهور او باشیم؟ غیبت بسیار طولانی است؟ حضرت فرمود: هرکسی وقت ظهور را تعیین کند، دروغ گفته است. در انتظار ظهور آن، باید صبور باشید. ظهور او، مایة نجات مسلمین است.(منتخب الاثر، همان ، ص ۵۷۳).
بنا بر این ترویج این گونه شایعات و دامن زدن بدان امری شایسته نیست و از مصادیق دروغی است که امام صادق علیه السلام ما را از آن نهی فرموده اند.
در مسیحیت مسائل آخر الزمانی و ظهور مسیح بسیار اضطراب انگیز مطرح می شوند. همین موجب می شود تا مبشران هالیوودی مسیحی ، قدرت تفکر را با ساختن امثال ۲۰۱۲ ، از پیروان مسیح سلب کنند . همیشه چنین بوده و هست که اضطراب بیش از حد عقلانیت را از بین می‌برد و مسیحیت خواسته یا ناخواسته در دام چنین پدیده ای گرفتار شده است. بر خلاف رویکرد مسیحیت، در اسلام نشانه های آخر الزمان به گونه ای معرفی می شوند که هر ایمانداری با تفکر نسبت به آن بصیرت می یابد و سعی می کند خود را در مسیر درست قرار دهد. لذا نشانه های ظهور و آخر الزمان اسلامی و شیعی به نحوی ارائه می‌شوند که شخصی که در آن بازه زمانی قرار می گیرد ، به تفکر بر انگیخته شود و از بین خیر و شر ، جانب خیر را پیش بگیرد. مثلا به نشانه های قطعی ظهور دقت کنید: جنبش ترقی خواهانه مرد یمنی، جنبش ارتجاعی سفیانی، ندای روح بخش آسمانی، فرو رفتن زمین و قتل نفس زکیه.
با توجه به گسترش روز افزون این گونه فیلم ها، در جامعه شیعی ایران ، نگران این هستیم که اضطرابی بیهوده در دل مومنان به وجود آید و امنیت روانی جامعه با خرافه فروشی های دکان‌های هالیوود ، به خطر افتد. لذا می طلبد که مسئولان عرصه هنرهای تصویری، جهت واکسینه و یا شاید هم درمان جامعه حاضر، تدبیری بیاندیشند. در همین راستا سازمان مردم نهاد اسلام و مسیحیت مشاوره‌های رایگان و بی دریغ خود را به عزیزانی که مایلند در این عرصه فعالیت ، برنامه ریزی یا سرمایه گذاری کنند ، ارائه می‌کند .

[+/-] Read More...

جوانان وماه رمضان (از سید عباس حسینی

جوانان عزیز@

یکى از فروعات دین ما روزه است . معناى اصطلاحى روزه آن است که انسان مکلّف براى انجام فرمان خداوند از اذان صبح تا اذان مغرب چیزهاى که روزه را باطل مى کند از انجام آنها خوددارى نماید.این فریضه دینى از زمان صدور اسلام بر ما واجب شده است و کسى گمان نکند که روزه یک قانون جدیدى است پاسخ این مطلب را قرآن مجید بیان مى فرماید: (یا اَیَّها الذّی ن آمنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصَّیام کَما کُتِبَ عَلَى الَّذِیْنَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون)اى کسانى که ایمان آورده اید واجب کردیم بر شما روزه را همچنانکه واجب کرده بودیم بر آنانکه پیش از شما بودند (نیاکان و گذشتگان ) امید است که پرهیزکار شوید. پس با این آیه شریفه معلوم شد که روزه پیش از صدور اسلام تاکنون بر ما واجب بوده است مردم در رابطه با روزه سه گروهند

دسته اول :گروهى خوشحال و از فرارسیدن موهبتهاى الهى و باران رحمت واسعه پروردگار که در این ماه ریزش دارد به شدّت مسرور مى گردند و خود را براى روزه آن آماده نموده و مسافرتهاى لازم خود را براى قبل یا بعد از آن پیش بینى مى نمایند، ارزاق مناسب حتّى حلالترین و پاکترین آنها را اختصاص به ماه روزه مى دهند، و تمام همّ و غم خویش را مخصوص ماه مبارک رمضان وروزه دارى مى نمایند. به استقبال ماه رفته و روز آخر ماه شعبان را نیز روزه مى گیرند و براى رؤ یت هلال ، خود را با سُرور و فرحناکى مهیّا مى سازند و هنگام رؤ یت ماه طبق دستور به قرآن مجید که در این ماه نازل شده مى نگرند

.دسته دوم :گروهى دیگر با بى میلى و ناراحتى و سختى به آن مى نگرند و از آمدن ماه مبارک رمضان اظهار سختى و بدحالى مى کنند و گاهى کلمات زننده و تند بر زبان مى رانند، با اینکه اهل روزه اند و این روزه غالباً براى دفع ملامت و بدنامى در جامعه مسلمین است ، نه در حقیقت براى خدا و قربةً اِلى اللّه ، بنابراین به اندک گرما و تشنگى و خستگى و کسالت افطار مى کنند از زیر بار آن شانه خالى مى نمایند

.دسته سوم :گروهى دیگر نه تنها روزه نمى گیرند بلکه قبول هم ندارند، و روزه و ماه رمضان را مانع عیش و نوش خویش ‍ مى دانند زیرا تمام مراکز چلوکبابى ها و رستورانها و جایگاههاى چریدن و چشیدن غالباً تعطیل مى گردد، و براى خودشان عزا خوانه مى دانند. امّا در این ماه بطور کلى کشورهاى اسلامى سیماى دیگرى به خود مى گیرد که براى روزه خواران و منکران روزه غم مى بارد. و به ناچار با حلول ماه مبارک رمضان عصبانى و بدحال و گاهى ماه مبارک رمضان را به فحش و ناسزا مى کشند

[+/-] Read More...

چرا حجاب؟برای دل خودم

چرا با حجاب باشم ؟برای دل خودم
من که برای دیگران آرایش نمی کنم . من برای خودم تیپ می زنم . انقدر به من تهمت نزنید که می خوای جلب توجه کنی یا گناه کنی و
… ! من فقط و فقط برای دل خودم حجاب و آرایش می کنم. من این گونه که هستم را دوست دارم و از این کار لذت می برم
پاسخ
خواهر گلم ، معنای دل خودم ، یا لذت می برم را باید بررسی کرد. باید این واژه ها را بیشتر باز کنید
اسلام نگفته کسی برای دل خودش آرایش نکند یا … . در حدیثی به عنوان ویژگی خانم های خوب آمده که المتبرجة مع بعلها و العفیفة مع غیرها. یعنی زن خوب ، زنی است که در خانه زیبایی هایش را برای همسرش آشکار می کند اما در بیرون از خانه خود را در برابر نامحرم می پوشاند. به عبارت دیگر اگر زنی باشد که برای همسرش آرایش و خود را زیبا نکند ، در حق او جفا کرده . هر احساسی باید در مکان و زمان مناسبش تحقق پیدا کند. اگر کسی بگوید من در میان مراسم عزا ،‌ دوست دارم و دلم می خواهد جک بگویم و شاد باشم ، نگاه اجتماع به او مناسب نخواهد بود و بالعکس
حال اگر از یک مساله اجتماعی به این کوچکی بگذریم و خدا از ما بخواهد که در جای مناسب با حجاب مناسب همان مکان و زمان ظاهر شویم ، طبعا باید دستورش را به دیده منت بگذاریم. چرا که به سود خود ماست. خانمی که حجاب مناسبی نداشت ، نزد من آمده بود و از برادر همسرش شکایت می کرد. می گفت ایشان بسیار به من اظهار علاقه می کند . در حالی که در زندگی من اخلال ایجاد کرده. کمی که بیشتر پرسیدم متوجه شدم ایشان در مراسم عروسی هایی که دارند با حجاب بسیار مکشوف و نامناسبی ظاهر می شود . برادر همسرشان نیز ایشان را در فیلم های عروسی و همچنین در خود مراسم عروسی دیده و خوب ،‌ هر آنچه دیده بیند … دل کند یاد. و اگر این دیده ناپاک باشد و دل هم بیمار ، دردسر ها شروع خواهد شد
بنا بر این خواهر خوبم ، خیابان جای آرایش نیست . خیابان نمایشگاه نیست
فراتر از آنچه گفتیم ، آیا اساسا هر کس از کاری لذت ببرد باید آن را انجام دهد؟ پس مبارزه با نفس چه می شود؟ مطمئن باشید کراکی ها ، معتادان حشیش و تزریقی و … که شما اگر یکی از این ها را ببینی با نگاهی چندش آور آن ها را له خواهی کرد ، به حرف دلشان گوش می دهند و چون لذت می برند و دلشان می خواهد … . خواهرم با فلسفه اپیکوری زیستن ، عاقبتی بهتر از عاقبت شخصیت های کراکی را به ما نمی بخشد

[+/-] Read More...

Sunday, October 18, 2009

جنجال بر سر تعظیم باراک اوباما در برابر پادشاه عربستان

تعظيم باراک اوباما رئيس جمهورى امريکا در برابر ملک عبدالله پادشاه سعودى هنگام دست دادن با وى در کنفرانس گروه 20 در لندن به بحث داغ مطبوعات غرب به ويژه امريکا و انگليس بدل شده است.به گزارش آفتاب، مطبوعات غربى طي تحليل‌هايي سبب اين تعظيم تمام عيار و غير عادى رئيس جمهور امريکا در مقابل پادشاه يک کشور عربى- اسلامى را مورد بحث و کنکاش قرار دادند.بر اساس اين گزارش، اين عمل باراک اوباما بخصوص در زمانى سوال برانگيز شده است که وى چنين کارى را نه در برابر ملکه بريتانيا انجام داد و نه در مقابل مقامات برجسته شرق آسيا که چنين سنتى را در ميان خود دارندنوار ويدئويى اين رويداد در «يوتيوپ» توسط صدها هزار نفر مشاهده گرديد



محافظه‌کاران و راست‌گرايان امريکا حمله وسيعى را در رسانه‌هاى خود عليه اوباما به سبب نحوه احترام گذارى وى به ملک عبدالله بن عبدالعزيز انجام داده‌اند. يکى از مخالفان اوباما در شبکه تلويزيون محلى داکوتاى شمالى در اين باره خطاب به اوباما گفت: «اشکالى ندارد که احترام بگذاريم ولى نبايد به نحوى رفتار کنيم که دون پايه‌تر نشان داده شويم. اگر بوش بود هرگز چنين کارى نمى‌کرد».يک تحليلگر ديگر نيز اظهار داشته است: «عرب‌ها خم شدن در برابر خويش را به معناى تسليم شدن و فروتنى مى‌دانند لذا آنان اين حرکت اوباما را به چنين مفهومى تعبير مى‌کنند». تحليلگر سومى هم ابراز عقيده مى‌کند که اين کار اوباما افراط در جلب محبت عرب‌ها است. بوش هم براى جلب محبت آنان تلاش مى‌کرد اما کار وى از گرفتن و نگهداشتن دست پادشاه سعودى تجاوز نمى‌کرد.در همين ارتباط گارى پاور کانديداى پيشين رياست جمهورى امريکا، اوباما را با اين سخن مورد حمله قرار داد که "علاقه نشان دادن به مسلمين با اين حرکت شک برانگيز است اوباما در اين راستا گفتگوى اختصاصى با شبکه ماهواره‌اى العربيه داشته است، تعدادى از مسلمانان را در سمت‌هايى در کاخ سفيد منصوب کرده است و حالا هم اين چنين تعظيم مى‌کند".از سوى ديگر يک کارشناس امور اتيکت و پروتکل در روزنامه سيدنى هرالد مورنينگ از اوباما دفاع کرد و نوشت اين تعظيم نشانه احترام است و دال بر کهتر بودن اوباما نيست. وي افزود:‌ «من به کشور سعودى مسافرت کرده‌ام و عباى آنان را پوشيده‌ام و آداب و رسوم آنان را نيز انجام داده‌ام و با اين نگرش به اوباما به دليل اين اقدامش درود مى‌فرستم».از سوي ديگر،‌ يک روزنامه‌نگار ديگر محافظه‌کاران را با اين سخن مورد حمله قرار داد که «اينان از کوچکترين چيزى براى حمله به اوباما استفاده مى‌کنند در حالى که وى مردم بسيارى را در اروپا به سوى خود جلب کرده است زيرا برخوردى بى‌شائبه دارد و تلاش مى‌کند با همه ارتباط برقرار کند».
منبع: نارستان

[+/-] Read More...

Wednesday, April 22, 2009

msc or mba

MBA یا مدیریت؟ در مورد اینکه MBA چیه و چرا باید این رشته رو انتخاب کنیم حرف و سخن زیاد زده شده از صفحه اول وب سایت دانشگاه ها تا موسسات اعزام دانشجو و مراکز آموزش کنکور. ولی واقعأ فکر کردید که چرا باید MBAبخونیم؟ باور کنید خیلی ها هنوز هم وقتی ازشون میپرسم چرا میخوای MBA رو انتخاب کنی یا میدونی معنی این کلمه چیه؟ در جواب میگن، چون میگن خیلی پول توشه و بعدش پولدار میشیم. همه از پول خشمون میاد یا بهتر بگم فکر نکنم کسی بدش بیاد، ولی اینکه بدون هیچ پیش زمینه ای بیایم و اینهمه پول رو خرج کنیم به امید یه سراب منطقیه؟

[+/-] Read More...

Monday, February 2, 2009


[+/-] Read More...


[+/-] Read More...

Sunday, October 19, 2008

عکسهایی دیدنی

عکسهایی زیبا از طلوع خورشید در مریخ که ارزش کپی کردن دارد







[+/-] Read More...

Saturday, October 11, 2008

نمایی از مسجدالاقصی


[+/-] Read More...

اولین قبله عشق


[+/-] Read More...

نامه ای خواندنی ومحبت امیز از نوع دیگش؟

نامه ای به قوم بر گزیده خداوند!صهیونیستهای عزیز
بدینوسیله شصتمین سال تاسیس رژیم مهربان و اهل گفتگوی صهیونیستی را به تمامی مدعیان انسانیت به طور عام و مدعیان مسلمانی به طور خاص تبریک عرض می کنم و امیدوارم که همه حکام مرتجع و چاق و چله عرب و حکام داخلی مدافع گفتگوی تمدن ها! و امت همیشه در عشق و حال ایران و تمامی سکوت کردگان دنیا در خوشحالی وصف ناپذیر باشند و وافورهاشان پر از نئشه جات باد و پیاله هاشان پر می.
به صهیونیست های عزیز تبریک می گویم چرا که اگر نظام ما فقط سی سال است که که تاسیس شده نظام آنها دو برابر ما عمر کرده است. صهیونیست های عزیز! واقعآ خوش به حالتان که تمامی دنیا طرفدار شماست و هیچ دولتی از کمک به شما دریغ نمی کند. کشور ما خیلی بدبخت است چون بسیاری از کشورهای دنیا ازجمله جناب پادشاه یعنی امریکا و سایر کشورها با او دشمن اند و او را تحریم می کنند. صهیونیست های عزیز! خوش به حالتان که صدها بمب اتم و کلاهک هسته ای دارید ولی ما برای داشتن چند سانتریفیوژ و غنی سازی اورانیوم دست و پا می زنیم. صهیونیست های عزیز! حق با شماست به هر حال هر چه باشد شما قوم برگزیده خداوند هستید و تمام بشریت باید در خدمت شما باشد. تمام حکام عرب و حکام جهان باید گوش به فرمان شما باشند و ما هم تنها چیزی که می توانیم در طبق اخلاص بگذاریم و تقدیم تان کنیم همین گفتگوی تمدن های ناقابل است که امیدواریم به کرمتان از ما قبول کنید. راستی پرچم تان خیلی زیباست. گاهی فکر می کنم از نیل تا فرات برای شما خیلی کم است شما لیاقت تان خیلی بیشتر از اینهاست. شاید هنوز نتوانسته باشید از سمت خاورمیانه، نیل تا فرات را به طور کامل صاحب شوید ولی به شما از صمیم دل تبریک می گویم چرا که اگر از رودخانه نیل آغاز کنیم و از آن سمت دنیا به قصد فرات دور بزنیم و از اروپا و امریکا و استرالیا گذرکنیم تقریبآ توانسته اید کل دنیا را تصاحب کنید. واقعآ باید به هوش سرشار شما غبطه خورد. شما از نیل تا فرات را از آن ور دنیا به چنگ آوردید. راستی! نوشابه های کوکاکولایتان طعم خوبی دارد و موبایل های نوکیایتان هم خیلی خوب آنتن می دهد. خوب خیلی عجیب نیست چون همان طور که گفتم شما قوم برگزیده اید. گرچه می دانیم که جمعیت شما یهودی ها فقط ۱۵ میلیون نفر است که از این جمعیت تنها پنج، شش میلیون در سرزمین هایی که به حق تصرف کرده اید، سکونت دارند ولی همین پنج، شش میلیون به کل جمعیت میلیاردی ما مسلمانان احمق و ترسو شرف دارد. بخورید و بیاشامید که دنیا برای شماست. شما حق دارید چون در تاریخ به شما ظلم های فراوان شده است. شما را در کوره های آدم سوزی می انداخته اند و همیشه شما را از خود می رانده اند. حال این حق مسلم شماست که که دیگران را قتل عام کنید و انتقام بلایی که اروپایی ها به سرتان آورده اند را از فلسطینی های بیچاره بگیرید. اصلآ تقصیر خود ماست که همیشه گفته ایم ((ملت مظلوم فلسطین)). این قدر این مظلومیت را تکرار کرده ایم که خودشان نیز باور کرده اند که باید مظلوم باشند. اصلآ فلسطینی هویتش را از مظلوم بودن می گیرد. درست مانند فمینیست ها که از بس دم از مظلومیت زنان زده اند خودشان نیز باور کرده اند که جنس دوم اند. ما جز گریه کردن برای مظلومین جهان کار دیگری بلد نیستیم و اگر هم بخواهیم اقدام جدی تری انجام بدهیم، تنها می توانیم، محکوم کنیم. پس با خیال راحت مشغول آدم کشی و انجام وظیفه خود باشید و همه مردم غزه و همه مردم فلسطین را قتل عام کنید و به شما قول می دهم که ما وقتی تصاویرتان را از تلویزیون دیدیم، فقط محکوم تان کنیم. تازه همین کمک های ناچیز هم صدای خیلی از مردم ما را درآورده و معتقدند که قیمت گوجه فرنگی در ایران گران شده است و باید فقط به فکر قیمت گوجه فرنگی خودمان باشیم. در ضمن یادتان باشد گرچه ما و شما در کشور هم سفارتخانه نداریم ولی ما شما را به رسمیت شناخته ایم. همین که می گوییم : ((مرگ بر اسرائیل)) یعنی اسرائیلی وجود دارد که باید بر آن مرگ فرستاد و خودمان هم بهتر از شما می دانیم که اینها همش شعاره و یا همش نواره و نوار که پا نداره و خیالتان راحت باشد که به حرف گربه سیاه باران نمی آید. اصلآ همین که من دارم این متن را می نویسم به همین دلیل است که شما را به رسمیت شناخته ام و برایتان ارزش قائل شده ام. البته منظورم این نیست که شما خیلی بزرگ هستید. منظورم این است که ما خیلی حقیریم و در برابر حقیر بودن ماست که شما بزرگ به نظر می رسید. راستی یادم رفت به خاطر حمایت های ناچیزی که از مردم فلسطین می کنیم از شما معذرت خواهی کنم. به هرحال ما حامی تروریست هستیم و وظیفه ما هم همین است و وظیفه محمد الیاس در وبلاگ واژگون هم شاید نوشتن همین نامه بود. چرا که اساتید دانشکده مان همواره یادآوری می کنند که مطالعات فرهنگی رشته ای
انتقادی است و من فکر می کنم که انتقاد فقط به گو جه فرنگی ختم نمی شودو اصولاانتقاد حد و مرز نمی شناسد
صهیونیست های عزیز! پرچم تان را با حسی متناقض و سرشار از نفرت و افتخار در وبلاگ ناچیزم به اهتزاز در می آورم و با حسی عجیب به آن نگاه می کنم و در این نگاه تصور می کنم روزی را که در تل آویو ندای الله اکبر اذان بلند می شود و میلیون ها مسلمان به نماز جماعت می ایستند
منبع: وبلاگ واژگون

[+/-] Read More...

Saturday, September 20, 2008

(امیرالمومنین علی (ع

علي و ارتباط با زنان و دختران
- به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يكي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آ‌ن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.
- اگر به سيره اميرالمؤمنين دقت كني،‌مي بيني كه حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود، پيامبر اكرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علي (ع) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود.
از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد، به ياري او شتافت.
پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد
نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است!
ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است.
به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست

[+/-] Read More...

Monday, September 15, 2008

ولادت امام حسن مجتبی(ع) گرامی باد


پیام‏هایی به مناسبت ولادت امام حسن(ع)
فرزند رسالت و امامتامروز آسمان و زمین و هرآنچه در آن است غرقِ سرور و شادمانی است؛ زیرا پذیرای میهمان پربرکتی از خاندان پاک رسالت و امامت می‏باشد؛ زیرا که ستاره درخشانی از میان ستارگان زیبای هدایت طلوع می‏کند و نسیمی بهاری قلب‏های سرد و خشک انسان‏ها را جان تازه‏ای می‏بخشد ای فرزند رسالت و امامت و ای کوثر ولایت، میلادت مبارک باد.
مولود با برکت امام حسن(ع) چشمه‏ای جوشان و خروشان از خورشید پر ثمر و با برکت ولایت است که در ماهی عزیز و با شکوه پا به عرصه هستی نهاد و این ماه را با قدوم پربرکت خود آراست. ماه رمضان چون صدفی می‏ماند که گوهر بسیار گرانبهایی را در سینه خود دارد و بر خود می‏بالد و بر ماه‏های دیگر می‏نازد. امام مجتبی(ع) همچون ستاره‏ای درخشان در این ماه نورافشانی می‏کند. امروز منزل رسالت غرقِ شادی و سرور و دل پاک خاندان عصمت از این فرزند با برکت خشنود است.
ای خاندان رسالت و امامت، فرخنده میلاد امام حسن مجتبی(ع) را به تمامی شما انوار پاک تبریک می‏گوییم.
امام حسن(ع) کیست؟امام حسن(ع) پیشوا و امام به حق و از خاندان رسول(ص) و نخستین نواده پیامبر اکرم(ص) و یکی از دو سرور جوانان اهل بهشت و گل خوشبوی محمد مصطفی و یکی از پنج تن آل عباست. پدرش حضرت علی‏بن‏ابیطالب(ع) و مادرش فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) سرور بانوان جهان است.
فریادرس محرومانامام حسن(ع) نه تنها از نظر علم، تقوی، زهد و عبادت مقامی برگزیده و ممتاز داشت، بلکه از لحاظ بذل و بخشش و دستگیری از بیچارگان و درماندگان نیز در زمان خود زبانزد خاص و عام بود. وجود گرامی آن حضرت آرامش بخش دل‏های دردمند و پناهگاه مستمندان و تهیدستان و نقطه امید درماندگان بود. هیچ فقیری از در خانه آن حضرت دست خالی بر نمی‏گشت. هیچ آزرده‏دلی شرح پریشانی خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمی‏کرد، جز آنکه مرهمی بر دل آزرده او می‏نهاد. گاه پیش از آنکه مستمندی اظهار نیاز کند و عرق شرم بریزد، نیاز او را برطرف می‏کرد و اجازه نمی‏داد رنج و ذلت درخواست کردن را بر خود هموار سازد.
کنیه و لقب‏های آن حضرتکنیه امام حسن(ع) ابومحمد بود و این کنیه را پیامبر تعیین فرموده بودند. مشهورترین القاب آن حضرت را تقی، زَکی و سِبط ذکر کرده‏اند که هرکدام نشان از ویژگی‏های اخلاقی و صفات نیک امام مجتبی(ع) دارد.
سیمای امام حسن(ع)امام حسن(ع) رخساری سفید و آمیخته با اندکی سرخی داشت، در چشمانش سیاهیِ درخشنده‏ای برق می‏زد و موی سرش انباشته و پیچیده بود. استخوان‏ها و عضلاتی ستبر داشت و فاصله شانه و بازوانش زیاد بود. موی درهم پیچیده و محاسن کوتاه و انبوهی داشت و گردنش به مانند نقره می‏درخشید. خضاب می‏کرد و چهره‏اش در شمار زیباترین چهره‏ها بود و چهره و اخلاق‏اش شبیه پیامبر اکرم(ص) بود.
فضایل امام حسن(ع)در فضیلت امام حسن مجتبی(ع) همین بس که جد بزرگوارشان محمد مصطفی(ص) سرور فرزندان آدم و پدرشان علی مرتضی، سرور اوصیا و مادرشان فاطمه زهرا پاره تن پیامبر(ص) بانوی بانوان جهان مادربزرگ گرامی‏اش حضرت خدیجه است. آن بانو نخستین زنی بود که مسلمان شد و اولین بانویی بود که دارایی خود را در راه خدا بخشید.
صفارت امام حسن(ع)امام حسن(ع) در تمامی صفات نیک بی‏مانند بود. تاریخ‏نویسان نوشته‏اند که حضرت در طول عمر شریف و پربرکت خود، سه بار مال و اثاث زندگی‏اش را تقسیم فرمود، به طوری که یک جفت کفش برای خود بر می‏داشت و یک جفت به مستمندان و فقیران می‏داد.
دورویه یک رسالتاز مهم‏ترین اهداف امام حسن(ع) آن بود که پرده از چهره طاغوتیان زمان بردارد و آنان را آن طور که بودند بشناساند تا از اجرای نقشه‏هایی که برای از بین‏بردن رسالت جدش پیامبر(ص) طراحی کرده بودند جلوگیری کند. این هدف امام به طور کامل برآورده شد و نقاب از چهره پلید طاغوتیان زمان کنار رفت و ماهیت پلیدشان آشکار شد.
از برکت همین تدبیرهای امام حسن(ع) بود که برادر بزرگوارشان حضرت سیدالشهداء(ع) آن انقلاب بزرگ را، که روشنگر حقیقت و عبرت بخش خردمندان بود، به وجود آورد. امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دو نمود جداگانه داشتند، اما در حقیقت یک رسالت را دنبال می‏کردند. امام حسن(ع) جان شریف‏شان را در جهاد خاموش و آرامی فدا کردند و چون هنگام شکستن سکوت رسید، حماسه کربلا به وقوع پیوست؛ حماسه‏ای که پیش از آنکه حسینی باشد، از آبشخور درایت و خردمندی امام حسن مجتبی(ع) سرچشمه گرفته است.
قیام امام حسن(ع)به برکت قیام خاموش و مظلوم امام حسن(ع)، و حماسه آسمان فرسای حضرت سیدالشهداء(ع) توطئه‏های پوشیده، عریان، و اندیشه‏های پلید پنهان، عیان شد. این بغض اسلام بود که در حسن(ع) نهفت و در حسین(ع) به فریاد شکفت، شالوده امامت بود که در خون جگر حسن(ع) نطفه بست، و در خون حسین(ع) به بار نشست.
حلم امام حسن(ع)حضرت رسول(ص) فرمود: به حسن شکوه و جذبه و وقار و به حسین بخشندگی و رحمت خود را بخشیدم.
دوست داشتن حسن(ع)حضرت رسول(ص) فرمودند: هر که حسن(ع) و حسین(ع) را دوست بدارد، مرا دوست داشته، و هرکه ایشان را دشمن بدارد، مرا دشمن دانسته است.
فرزند صالححضرت رسول(ص) فرمود: فرزند صالح گلی است که خدا به بندگان‏اش ارزانی داشته است. دو گل من در دنیا حسن و حسین‏اند.
بخل و خساستدر بین انسانها افرادی هستند که دیدگاه مادی‏گرایانه دارند و همه چیز را در مادیات می‏بینند و به فراتر از آن نمی‏اندیشند. اینان هرچند به ظاهر و در حرف به فراتر از مادیات ایمان دارند، امّا در دل، اندیشه دیگری می‏پرورانند. این افراد آبرو را به داشتن مال و ثروت آن چنانی می‏دانند و اگر مالی به کسی بدهند، آن را تلف شده می‏شمارند. در حقیقت، اینان دچار بیماری بخل‏اند. امام حسن مجتبی(ع) در این باره می‏فرمایند: بخل آن است که فرد تصور کند آن چه دارد مایه شرف، و آنچه انفاق کرده تلف است.
فروغ و روشناییدین مقدس اسلام برنامه‏هایی برای تکامل روحی انسان قرار داده است که در سایه آن به درجات بالای معنوی دست یابد و با جانی روشن و نورانی در مسیر زندگی حرکت کند. امام حسن مجتبی(ع) می‏فرمایند: نورانیت و روشنایی در انجام دادن نیکی‏ها و ترک زشتی‏هاست.
مظهر حسن خداحسن ای لعل لبت آب حیات حسن ای مظهر حُسن و بَرکات حسن ای جلوه نور اَزَلی شه دارین، ولیّ بن ولی حسن ای مظهر اسماء خدا حسن ای زیب ده عرش علا دین و قرآن زتو پاینده شده از تو احکام خدا زنده شده
محمد سیفی
مظهر نورمظهر نور و صفات کبریایی ای حسن علت پیدایش ارض و سمائی ای حسن قدسیان را سیّد و سالار و یار و سروری خاکیان را مُلتجا و رهنمایی ای حسن تو گل مینویی و ریحانه باغ بهشت از جلالت عرش را، زینت فزایی ای حسن خو حَسن، طینت حسن، ظاهر حسن، باطن حسن در حقیقت رحمت بی‏منتهایی ای حسن قد حسن، قامت حسن، صورت حسن، سیرت حسن حَبَّذا آینه ایزد نمایی ای حسن
محمود یوسفی
مولود عشق و ایثارکیست این طفلی که زهرایش چو جان در برگرفته بوسه از رخسار ماهش حیدر صفدر گرفته کیست این نور درخشانی که چون مهر نبوّت از مقام و رتبه، جا بر دوش پیغمبر گرفته کیست این نوزاد، کز فرط شرف در عرش اعلا مجلس جشن ولایت بهر او داور گرفته کیست این مولود مسعودی که سلطان رسالت بزم شادی و عزا بهرش بیک محضر گرفته
میلاد حسن(ع)نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب آسمان سطح زمین را عطر و عنبر بیز کرده لاجرم با روضه رضوان شباهت دارد امشب رحمت بی‏منتهای دوست می‏بارد به عالم بس که خیر و برکت و فیض و سعادت دارد امشب این شب قدر است یا روز وصال قرب یزدان بر شب قدر از شرف آری فضیلت دارد امشب جشن میلاد حسن در عرش اعلا گشته برپا زین سبب بر لیلة‏الاسرا شباهت دارد امشب سیّد خیل جوانان بهشت آمد به دنیا مرحبا بر سایر شبها سیادت دارد امشب حق عطا کرده زکوثر گوهری مر بندگان را زین عطا بر بندگان خویش منت دارد امشب
پدیدآورنده:محمد افشاری

[+/-] Read More...

Thursday, September 11, 2008

عوامل غفلت زا وحسرت

حسرت مومنان: ناگفته نماند كه حسرت به معناي افسوس و دريغ براي از دست دادن چيزي بكار مي رود كه به نظر ناظر آن امر، محبوب و مطلوب و پسنديده بوده است و از آن جايي كه ارتباط تنگاتنگي با پشيماني دارد مي توان گفت كه پشيماني و حسرت بازتاب فرصت هاي از دست رفته است كه نتيجه آن نيز در بسياري از موارد حزن و اندوه است، اما حسرت و اندوه از صفات مومنان نيست؛ زيرا مومنان كساني هستند كه از فرصت ها بهره برده و با ايمان خويش و عمل صالح و سفارش ديگران به ايمان و دعوت به صبر و عمل نيكو خود را از زيان و خسران رهانيده اند (آيات سوره عصر) و ديگر دچار حزن و اندوه برگذشته و خوف از آينده نيستند.البته صفت پشيماني كه به معناي ندامت و بازگشت و توبه است از آن جايي كه پيش ازضايع شدن فرصت و در پي دست يابي به بصيرت اتفاق مي افتد در مومنان نيز تحقق يابد؛ زيرا مومن كسي است كه در اين دنيا به حسابرسي اعمال و رفتار خويش مي پردازد و هنگامي كه خود را در راهي خلاف و بيراهه يافت پشيمان شده و به سوي حق باز مي گردد، توبه مي كند و به بازسازي اعمال و رفتار خويش مي پردازد. اما حسرت زماني اتفاق مي افتد كه فرصت ها از دست رفته و امكان بازسازي وجود و ديگر جايي براي ندامت و پشيماني و توبه هم نيست. كه اين حالت در روز قيامت اتفاق مي افتد و در آن روز يعني و روز «يوم الحسره » همه انسانها حسرت مي خورند.
اما حسرت مومنان اين است كه چرا از فرصت ها بيشتر و بهتر بهره برداري نكرده اند و زاد و توشه بيشتري را نياندوخته اند.عوا

حسرت و افسوس: از آن جايي كه حسرت به معناي از دست دادن فرصت هاي طلايي است كه بايست آن را خسران و آشكار ناميد و شخص در موقعيت و وضعيتي قرار مي گيرد كه سرمايه خويش را از دست داده و ديگر نمي تواند به وضعيت پيشين باز گردد. مي توان درباره عوامل آن به اين نكته اشاره كرد كه شخص زماني به حسرت و پيامدهاي آن چون اندوه دچار مي شود كه چشمان بصيرت وي زماني باز شود كه ديگر سودي براي وي نداشته باشد.

توضيح مطلب اينكه عواملي را كه موجب حسرت مي شود مي توان در دو دسته عوامل غفلت زا و عوامل بصيرت زا دسته بندي كرد. عوامل غفلت زا آن دسته عواملي هستند كه زمينه براي بهره بري از فرصت ها و امكانات را از شخص سلب مي كند و او را در موقعيتي قرارمي دهد كه خواسته و ناخواسته از فرصت هاو امكانات در راستاي تحقق تكامل وجودي خويش بهره نمي برد. از جمله عوامل غفلت زا: مي توان به استكبار و غرور بي جاي دنيوي اشاره كرد.اما عوامل بصيرت زا: آن دسته عواملي هستند كه شخص را به موقعيت و وضعيت خود آگاه مي سازد و به او مي نماياند كه چگونه خود را در موقعيت زيانبار كنوني قرارداده و نتوانسته در زمان و موقعيت پيشين از فرصت ها و امكانات در راستاي دست يابي به مطلوب و محبوب بهره برد. به عنوان نمونه هنگامي كه مرگ به سراغ انسانها مي آيد و «بصرك اليوم الحديد» رخ مي نمايد، آنان خود را در موقعيتي زيانبار مي يابند و خواهان بازگشت به دنيا و انجام اعمال و كارهاي نيكو و صالح مي گردند ولي اين سخني است كه پذيرفته نمي شود و آنان در عالم برزخ با حسرت و افسوس برگذشته اي كه باز نمي گردد زندگي مي كنند تا رستاخير رخ دهد. (مؤمنون آيه99 و 100)با توجه به اين عامل و نيز عوامل بصيرت زاي ديگر است كه خداوند در آيات قرآني از زمان مرگ و نيز روز رستاخيز كه اعمال و كارنامه وجودي هر شخص نمايان مي شود (آل عمران آيه30) به نام روز حسرت ياد مي كند. (مريم آيه39)عوامل غفلت و حسرتمهم ترين عواملي كه قرآن از آن ها به عوامل غفلت زا ياد مي كند كه موجبات حسرت را در قيامت براي كافران و مشركان و منافقان فراهم مي آورد، عواملي هستند كه آدمي را از حق و حقيقت دور مي سازد. و در حوزه بينشي و نگرشي آنان تأثيرات بدي به جا مي گذارد. از اين رو در حوزه بينش و نگرش، تحليل درستي از موقعيت خود و خدا و هستي و موجودات آن و نيز آفرينش نداشته و جهان را بيهوده و بي هدف مي انگارند. اين بينش و نگاه موجب مي شود كه نسبت به دين و آموزه هاي وحياني واكنش منفي بروز دهند (انعام آيه27 و نيز حجر آيه2 و مريم آيه39) و به انكار قيامت و معاد (انبياء آيه 97) و پيامبران و آموزه هاي وحياني بپردازند. (انعام آيه29تا 31) در عمل و رفتار فردي و اجتماعي منفعت جويي و دنياطلبي را اصالت بخشند و نسبت به ديگران استكبار ورزيده و گرفتار غرور بي جا گردند. به جاي آن كه خدا محوري را اصل در هستي بدانند خود محوري و يا در نهايت انسان محوري را اصالت بخشيده (زخرف آيه36و 38) و تنها به خود و در نهايت به انسان مي انديشند و در زمين فساد و تباهي كنند.از آن جايي كه بسياري از آنان خود محور و مستكبر هستند (زمر آيات55و 56) و به دين و آموزه اي وحياني باور ندارند نه تنها به اعمال صالحي چون احسان (زمر آيات56و 58) و انفاق (قلم آيات 17و 19و 24و 31) روي نمي آورند بلكه به اعمال زشت و نابهنجار دامن زده و خود بدان گرايش و تمايل دارند. (بقره آيه167) هرگونه عمل صالح و پسنديده اي را ترك مي كنند (اعراف آيه50و 53) با ظلم و ستمگري در حق ديگران (مريم آيات38و 39) و طغيان گري (قلم آيات 17و 19و 24و 31) قتل (آل عمران آيات 167و 168) و كفر روشن (توبه آيه55 و حجر آيه2) بر رفتار نادرست خويش پا مي فشارند و اين گونه است كه عمر خويش را تضييع كرده و با رفتار نادرست، همه فرصت ها را از دست مي دهند. (مؤمنون آيات99و 100)قرآن در آياتي چون آيه30 سوره يس مشركان را افرادي برمي شمارد كه به تمسخر پيامبران مي پردازند؛ زيرا اعتقادي به ارتباط ميان خدا و انسان و آموزه هاي وحياني ندارند. تمسخر تعاليم پيامبران و آموزه هاي وحياني و كوتاهي نسبت به حقوق الهي (زمر آيات55و 56) و اعراض از آيات روشنگر و هدايت گر كتب آسماني چون قرآن (فرقان آيه 27و 29)بي تقوايي (زمر آيه56 و 57) مال دوستي (توبه آيه55) دلبستگي و فريفتگي به مال و دارايي (كهف آيات32و 34و 36و 42) و نيز دلبستگي به فرزندان از عوامل غفلت و در نهايت حسرت هستند (توبه آيه55) به گونه اي كه ايشان را از ياد خدا (زخرف آيه36و 38) بيرون برده و از اطاعت حق و ائمه حق (زمر آيه56) باز داشته و باعث مي شوند در طاعت و كسب رضايت خدا كوتاهي نمايند (انعام آيه31 و 32و نيز زمر آيه56 بنابر حديثي كه امامان(ع) را جنب الله ناميده و يا جنب الله به اطاعت از خدا و كسب رضاي او تعبير و تفسير شده است. چنان كه در مجمع البيان در ج7و 8 ص 787 بدان اشاره كرده است.)به نظر مي رسد كه هر گونه بخل (اسراء آيه29) و بي اعتنايي مؤمنان به توطئه هاي تبليغاتي كافران و مشركان و منافقان (آل عمران آيه156) و ديگر رفتارهاي ناشايست و ناپسند اجتماعي و نابهنجاري هايي نادرست برخاسته از جهل مركب آنان به خدا و حقيقت هستي و پروردگاري خداوند (بقره آيه 165و نيز آيه 167و كهف آيه42 و مريم آيه34 و 35و 39) و غفلت پيشگي آنان در دنيا (مريم آيه39 و نيز فجر آيات 23و 24) و انبياء آيه97) از عوامل ديگر حسرت و افسوس باشد.قيامت، روز

[+/-] Read More...

Wednesday, September 10, 2008

مهندس فولادگر نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی در نماز خواندن بر روی دیوار چین

[+/-] Read More...

Tuesday, September 9, 2008

روزه در اشعار لسان الغیب

از جمله مباحث قرآني كه در اشعار حافظ شيرين سخن خوش نشسته و چون نگين انگشتري، شعرش را زينت بخشيده است مفاهيمي چون: رمضان، روزه و شب قدر است كه از جمله زيباترين ابيات در ديوان حافظ را شامل مي شود. «حافظ از روزه همانند نماز غالباً به طنز و از پايان گرفتن ماه روزه به شادي ياد مي كند.»(1) و اين همان مبارزه منفي است كه با رياكاران و روي آوردن به روح دعا، عبادت، نيايش و به طور كلي همه اعمال ديني است.
او قدر و منزلت روزه و رمضان را مي داند و به نيكي دريافته كه از كرامت اين ماه است كه چشم حقيقت بين او گشوده خواهد شد و به عوالم بالاتر راه خواهد يافت از اين رو مي گويد:
روزه هر چند كه مهمان عزيز است اي دل
صحبتش موهبتي دان و شدن انعامي
او با اشراف به تبعات و دستاوردهاي اين ماه، هم كيشان و رندان و اهل باطن را فرا مي خواند كه فرصت ماه شعبان را ارج نهاده خود را براي رسيدن ايام ماه رمضان آماده كنند.
ماه شعبان منه از دست قدح كاين خورشيد
از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد
اگرچه انديشه عرفاني حافظ و توجه او به عوالم عرفاني او بر هيچ حافظ پژوهي پوشيده نيست اما پارادكسي در اين دست از اشعار حافظ وجود دارد كه توجه همگان را به خود معطوف ساخته است و حتي گاه افرادي را به اشتباه و داوري سطحي و برداشتهاي زميني از آن انداخته است. اشعار زير از اين گونه اند:
- زان مي عشق كران پخته شود هر خامي
گرچه ماه رمضان است بياور جامي
- زان باده كه در ميكده عشق فروشند
ما را دو سه پيمانه بده گو رمضان باش
- ساقي بيار باده كه ماه صيام رفت
در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت
وقت عزيز رفت بيا تا قضا كنيم
عمري كه بي حضور صراحي به جام رفت
- گر فوت شد سحور چه نفصان صبوح هست
از مي كنند روزه گشا طالبان يار
تقريباً در همه ابياتي كه حافظ از روزه و رمضان سخني به ميان آورده آن را با زهدفروشي و مي همراه كرده است. آنچه مسلم است مي از جمله مفاهيم بحث برانگيز در اشعار حافظ است كه بسيار در مورد آن سخن گفته اند: «اين حرف را بارها پژوهندگان حافظ گفته اند كه دو باده در حافظ داريم انگوري و عرفاني يا دو معشوق در ديوان مطرح و مخاطب است زميني انساني و آسماني عرفاني. نگارنده به نوع سومي از مي و معشوق در حافظ قائل است و بر آن است كه بيشترينه اشعار حافظ در اين زمينه سوم است و آن همانا مي و معشوق ادبي و كنايي است.»(2)
روزه يك سو شد و عيد آمد و دلها برخاست
مي زخمخانه به جوش آمده مي بايد خواست
نوبه زهد فروشان گران جان بگذشت
وقت رندي و طرب كردن رندان پيداست
با توجه به بيت دوم اين غزل به نيكي پيداست كه اين مي در مقابل زهد فروشي هاي مسلمانان ظاهري كه دين را حربه اي براي خود قرار داده اند مطرح شده و منظور التفات به روح و حقيقت روزه و روزه داري است چرا كه او نيك مي داند كه ريا از منفورترين گناهان در پيشگاه خداوند است و انسان بايد همه ايام و لحظات را غنيمت بداند و نه فقط ماه مقرر شده رمضان را. اين مفهوم در اين غزل به روشني تكرار شده است:
بيا ترك فلك خوان روزه غارت كرد
هلال عيد به دو قدح اسارت كرد
ثواب روزه و حج قبول آنكس برد
كه خاك ميكده عشق را زيارت كرد
از سويي عشق، اصل انديشه حافظ را تشكيل مي دهد و در برخورد شاعر با ماه رمضان و روزه و حتي حج نيز همان نقش هميشگي خود را ايفا مي كند. پيشتر از خواجه شنيديم كه در زير گنبد كبود هيچ صدايي خوشتر از صداي عشق نيست و هر انساني كه هنر عشق ورزيدن نياموخته باشد، به فتواي شاعر جسد متحركي بيش نيست و مي توان بر جنازه وي نماز كرد. حافظ پا را ازا ين مرحله نيز فراتر نهاده و يگانه فريادرس انسان را عشق دانسته است.(3) مفهوم شعر فوق به مضموني ديگر در شعر حافظ تكرار شده است و او چون ترجيع بندي دائم در پي تكرار و القاي عشق الهي است:
عشقت رسد به فرياد گر خود بسان حافظ
قرآن زبر بخواني در چارده روايت
او - كه عموماً همه تعابير مربوط به روزه را با طنز مخصوص خود در مقابل رياكاران بكار برده- جز يك مورد از چهار مورد تكرار شب قدر دراشعارش، در بقيه موارد از آن به تجليل و احترام ياد كرده چرا كه خود را مديون و مرهون چنين شبي مي داند:
- چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي
آن شب قدر كزين تازه براتم دادند
- در شب قدر ار صبوحي كرده ام عيبم مكن
سر خوش آمد يار و جامي بر كنار طاق بود
- شب قدر است و طي شد نامه هجر
سلام فيه حتي مطلع الفجر
- آن شب قدري كه گويند اهل خلوت امشب است
يارب اين تأثير دولت از كدامين كوكب است
حافظ براي رسيدن عيد رمضان (فطر) سخت بي تابي مي كند. عليرغم همه ارادت شاعر به افكار مزديسنايي و مهرآييني، هوش و حواس وي بيش از آنكه معطوف عيد نوروز باستاني باشد به عيد فطر است بدين اعتبار كه بسامد ده گانه عيد در شعر حافظ، حداقل شش بار از عيد رمضان در ميان است.
حافظ منشين بي مي و معشوقه زماني
كا يام گل و ياسمن و عيد صيام است
عيد است و آخر گل و ياران در انتظار
ساقي به روي يار ببين ماه ومي بيار
منابع:
1- ذهن و زبان حافظ، بهاءالدين خرمشاهي، ص51
2- تأثير قرآن و حديث در ادبيات فارسي، علي اصغر حلبي، ص 198
3- شولاي رمضان برجان و زبان حافظ، محمد قراگوزلو، روزنامه همشهري 77
منبع: روزنامه کیهان

[+/-] Read More...

برداشت آزادشاهکار خدا

[+/-] Read More...

شمع

[+/-] Read More...

Monday, September 8, 2008

استفاده کن

[+/-] Read More...

برداشت آزاد

[+/-] Read More...

مسجد

[+/-] Read More...

[+/-] Read More...



[+/-] Read More...


[+/-] Read More...

Sunday, September 7, 2008

نماز

نماز وبارهای الکتریکی
همانطور که میدانید بارهای زائدی که در اثر تحریکات الکتریکی اعصاب به وجود می آیدهم شبیه میدان بدن بر امواج مغزی اثر سوء دارند و این اثرات در نواحی که اعصاب درآن تحریک بیشتری دارند خطرات جدی تری ایجاد می کنند و باید هر چه سریعتراز ان نواحی دور شوند . به طرز حیرت آوری می بینیم که این نواحی دقیقا نواحی هستند که در وضو شسته می شوندو بنا بر تحقیقات صورت گرفته بهترین راههای دفع این بارهای زائد استفاده از ماده رساناست که سریعترین و ارزانترین وبی ضررترین ماده برای این کار آب است و جالب اینجاست که اب هرچه خالص ترباشد سریعتربارهای ساکن را از بدن ما به اطراف گسیل می دهد و هیچ مایعی مثل آب خالص که در وضو به انسان سفارش شده این اثر را ندارد

نماز و امواج مغزی
با دفع بارهای زائد بدن در وضو امواج مغزی در ایده آلترین حالت قرار می گیرد علاوه بر آن حالت تمرکزی که در هنگام نماز در انسان به وجود می آید تشعشع امواج آلفا را به اندازه قابل توجهی بالا می برد و باعث بالا بردن توانایی مغز در تولید این امواج می گردد .

[+/-] Read More...

« Older Posts ¦